سازمان جنگل ها برای بازدارندگی از تخریب و تصرفات منابع طبیعی به فانون قوی و مناسب نیاز دارد

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در print

کشاورز جوان – یکی از حلقه های مفقوده در منابع طبیعی نقش و مشارکت مردم  است که تهادینه نشده است. برای اینکه بتوانیم مردم را در فرآیند توسعه و حفاظت از منابع طبیعی همراه کنیم باید رضایت طرفین را در وهله اول مد نظر قراردهیم. بسیاری از مشکلات منابع طبیعی منشاء اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد… این جملات بخشی از گفت وگوی  پایگاه اطلاع رسانی سازمان جنگل ها با مهندس خداکرم جلالی معاون وزیر جهاد کشاورزی و رییس سازمان جنگل ها،مرتع و آبخیزداری کشور است. متن کامل این گفت و گو در ادامه می آید:

آقای مهندس، شما یک دوره در سازمان جنگل ها حضور داشتید و اکنون زمان دیگری را تجربه می کنید، فکر می کنید نسبت به دوره قبل چه تغییراتی در مدیریت منابع طبیعی ایجاد شده است؟

این کار نیاز به بررسی و ارزیابی دقیق دارد تا بشود پاسخ آن را در زمینه های مختلف داد. اما در موضوع نیروی انسانی که سرمایه اصلی سازمان محسوب می شود نسبت به قبل  ۴۰ درصد کاهش داشته است که این نیروها بخش اعظمش کارشناس بودند که یا بازنشست شدند و یا بازخرید که بعد ها جایگزین هم نداشتند.

در زمینه امکانات هم  چیز خاصی به بدنه سازمان تزریق نشده است. ماشین آلات همه فرسوده شده اند و بلحاظ بودجه با توجه به نرخ تورم محدودیت های زیادی ایجاد شده است  بطوری که امسال تنها ۳۰درصد تخصیص اعتبار داشته ایم که  با توجه به وضع موجود اگر این اعتبارات بصورت  کامل به سازمان جنگل ها تعلق می گرفت، ۵۰ درصد اعتبارات ۸ سال پیش می شد. الان هم که وضعیت معلوم است. درخواست های مردمی فوق العاده زیاد شده است، مثل ۸ سال قبل این همه متقاضی در منابع طبیعی نداشتیم، برخی از استان ها به ما اعلام می کنند که بیش از ۵۰ درصد عرصه های منابع طبیعی برای اجرای طرح های مختلف متقاضی دارند که نیازمند نظارت و ارزیابی بیشتر است. باید بگویم با این حجم تقاضای مردمی کار مدیریت  برای توسعه فضای سبز و احیای منابع طبیعی  با چالش های زیادی مواجه است.

برای رسیدن به توسعه پایدار در منابع طبیعی، نقش و مشارکت مردم چقدر می تواند کارگشا باشد؟

یکی از حلقه های مفقوده در منابع طبیعی نقش و مشارکت مردم  است که تهادینه نشده است. مشارکت  باید تعریف خاصی داشته باشد، چرا که  از یک قاعده و اصول مشخصی  پیروی می کند که باید درعرصه های مختلف رعایت شود. برای اینکه بتوانیم مردم را در فرآیند توسعه و حفاظت از منابع طبیعی همراه کنیم باید رضایت طرفین را در وهله اول مد نظر قراردهیم. بسیاری از مشکلات منابع طبیعی منشاء اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد. باید برای هر کدام از  اینها مدل  ارائه کرد. نمی شود برای همه مردم یک نسخه تجویز کرد.  فرهنگ هر استانی با استان های دیگر متفاوت است. افراد بهره بردار و مورد نظر دربرنامه های مشارکتی باید باورهای لازم را داشته باشند، اگر این گونه باشد می تواند پایداری لازم اتفاق بیفتد.

قبول دارید در برنامه توسعه ای توجه لازم به جامع نگری و آینده نگری در مدیریت منابع  نشده است؟

 در موضوع آب ، خاک و پوشش گیاهی توجهات لازم انجام نشده است و این غفلت سبب شده است که طبیعت  توازن زیست محیطی خود را ازدست بدهد و نتیجه اش این شد که امروز با خشک شدن دریاچه ارومیه، هامون و زاینده رود مواجه هستیم و با بیلان منفی ۹ میلیون مترمکعب آب روبرو شده ایم. همه تلاش ما باید این باشد که در بخش کشاورزی و منابع طبیعی اثرگذار باشیم تا اوضاع از آنچه که هست بدتر نشود. اکنون برای مقابله با این چالش ها رویکرد های خوبی در حوزه کشاورزی ایجاد شده است و بدنه اصلی وزارت از تمامی زیر بخش ها در حوزه زراعت ، دامداری  و باغداری به همکاری دعوت کرده  و امیدواریم که مشکلات تقلیل پیدا کند.

فکر نمی کنید بخشی از مشکلاتی که دامنگیر منابع طبیعی است ناشی از مشکلاتی باشد که در دیگر بخش های کشاورزی وجود دارد؟

با دیدگاهی که در وزیر جهاد کشاورزی وجود دارد امیدواریم که مشکلات در حوزه منابع طبیعی کمتر شود. وزیر گفتند اینکه در زراعت به سمت توسعه کشاورزی برویم و زمین کشاورزی را افزایش دهیم ما را به جایی نمی رساند بلکه باید دامداری ها را به صورت صنعتی توسعه دهیم تا فشار کمتری بر مراتع کشور وارد شود. در حوزه منابع طبیعی باید جامع نگری در مدیریت لحاظ شود به گونه ای که اقدامات سازمان در راستای مدیریت جامع حوزه آبخیز باشد و بتواند فعالیت های ما را در جهت تعادل اکوسیستم هدایت کند. هرگونه دخالت ما در طبیعت چه در زمینه جنگلداری و مرتعداری باید در راستای ایجاد تعادل در اکوسیستم باشد. سازمان برای اکثر طرح های خود ناظرعالی قرار داده است تا میزان کارهای انجام شده را نظارت و ارزیابی کند.

در سند چشم انداز چه افق هایی برای آینده منابع طبیعی و محیط زیست کشور ترسیم شده است؟

اهدافی که در سند چشم انداز متصور است، داشتن محیط زیست مطلوب است و شاخص هایی نظیر آب و خاک  و پوشش گیاهی باید متناسب با برنامه باشد. متاسفانه عملکرد ها جالب نیست، گزارشی  که« ای پی ای» تهیه کرده از رتبه ۵۳ در جهان به ۱۱۴رسیدیم   و سرانه گازکربنیک از ۸/۴تن به ۳/۷تن رسیده و عملکرد منفی ۵۰ را داریم. استفاده از منابع آب منفی ۴/۴۸درصد است و ذرات معلق در هوا نشانده دهنده این است که محیط زیست بسوی تخریب پیش می رود. سرانه جنگل و فضای سبز با توجه به افزایش جمعیت زیاد نشده بلکه کاهش را نشان می دهد. در مراتع با بهره برداری خارج از توان اکولوژیکی، تغییرات کیفی انجام نشده بلکه مراتع درجه یک  به درجه ۲و۳ تبدیل شده است. در این زمان باقی مانده تا سال ۱۴۰۴ هم سازمان جنگل ها و هم سازمان حفاظت محیط زیست مسئولیت سنگینی را بر عهده دارند تا بتوانند با اصلاح اقدامات بسیاری از این شاخص ها را ارتقا دهند.

 آقای مهندس جلالی، سازمان جنگل ها به لحاظ تشکیلاتی زیر مجموعه وزارت جهاد کشاورزی است، قکر نمی کنید بسیاری از فعالیت های این سازمان مغایر با سیاست های حاکم بر وزارتخانه باشد و منابع طبیعی را از اهدافی که دارد دورنماید؟ آیا اگر منابع طبیعی به وزارت خانه تبدیل شود و یا با سازمان حفاظت محیط زیست ادغام شود وضعیت از آنچه که هست بهتر می شود؟

جایگاه منابع طبیعی با توجه به اتصالی که با وزارت جهاد کشاورزی دارد و رویکردی که اکنون در بدنه وزارت حاکم است محاسنی برای منابع طبیعی دارد به طوری که در بخش زراعت، باغبانی و دامداری هماهنگی های خوبی ایجاد شده است. چناچه در قبل هم اشاره شد در بحث کاهش فشار بر مراتع کشور دیدگاه حاضر این است که  دامداری های سنتی  را به صورت صنعتی توسعه دهیم تا فشار کمتری بر مراتع کشور وارد شود. از طرفی دیگر چون یک معاونتی از یک وزارت خانه هستیم ممکن است محدودیت هایی وجود داشته باشد البته باید دید اگر سازمان جنگل ها  از نظر تشکیلاتی به وزارت منابع طبیعی تبدیل شود آیا آن  کارایی لازم را خواهد داشت یا خیر،  معلوم نیست. از طرفی  اگر سازمان حفاظت محیط زیست گرفتار اجرا شود کارآمدی نظارتی خود را از دست می دهد و این ادغام برای منابع طبیعی هم همین مشکلات را به همراه خواهد داشت. محیط زیست اگر در گذشته شاخص های آمایش را پایش می کرد باید بیشترین حمایت را از منابع طبیعی می داشت. چالش هایی که الان وجود دارد این است که هیچ یک از سازمان ها وظایف خود را به خوبی انجام نداده اند.

برنامه های سازمان جنگل ها برای پیشبرد سیاست ها و اهداف منابع طبیعی تا چه میزان با بخش تحقیقات و مراکز علمی عجین شده است؟

 بین بخش اجرا و مراکز تحقیقاتی  آن هماهنگی های لازم وجود ندارد. موسسات آموزشی  و تحقیقاتی بیشتر  به صورت انتزاعی عمل می کنند و این از نواقص کار است که ناکارآمدی ایجاد می کند. درسال های ۷۷ تا ۸۰ که  در شیلات مسئولیت داشتم تحقیقات در کنار اجرا بود، مشکلات ما را پایش و چاره اندیشی می کرد و تجربه خوبی دست داده بود. نظام های تحقیقاتی و آموزشی باید با بخش اجرا تنیده شده باشد. متاسفانه نرخ بیکاری در فارغ التحصیلان کشاورزی و منابع طبیعی ۶۵درصد است، و این همه سرمایه های جوانی و عمر است که متاسفانه هدر می رود. اینها چالش های عمده نظام های آموزشی و پژوهشی است که دانش اموختگان آموزش های لازم را ندیده اند تا بتوانند خودشان تولید کار و شغل کنند. اینها از پیامدهای غم انگیز نظام آموزشی است. ما تاکنون برای خشکیدگی بلوط چندین  تحقیق  انجام دادیم  اما نتایجش چقدر توانسته است به ما کمک کند. نتیجه تحقیقات یک مدل مشخص  برای برون رفت از وضعیت موجود درجنگل های بلوط نداشته است البته انتظار نداریم نتیجه یک تحقیق بتواند مشکلات ما را به طور کلی حل کند چون ما هم در بخش اجرا با مشکل مدیریتی مواجه هستیم اگر در تلفیق این پروژه ها بازمهندسی صورت نگیرد این دور تسلسل بین اجرا و اموزش وجود خواهد داشت.

قانون جامع منابع طبیعی چقدر می تواند برای اجرای سیاست ها و برنامه های منابع طبیعی کارساز باشد؟

 در سال جاری چندین بار درباره قانون جامع بحث شده است، مراحلی داشته که در مجلس گذرانده شده و سپس پس گرفته شد، فعلاً این قانون مسکوت مانده است. خود کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی به این نتیجه رسیده است که منابع طبیعی برای پیشبرد اهداف خود نیازمند قانون جامع است که کشور را برای رسیدن به اهداف زیست محیطی یاری کند.الان در زمینه فرهنگ سازی و بازدارندگی از تخریب و تصرفات، سازمان جنگل ها نیازمند فانون قوی و مناسب است تا منابع طبیعی به عنوان یک مسئله اولویت دار در جامعه دیده  شود. ما چیزی بالاتر از قانون نداریم ، جایگاه هرکدام از مسئولیت ها برای توجه به منابع طبیعی و سرمایه عظیم ملی باید در متن  قانون دیده شود تا تعادلی که دربخش محیط زیست مدنظر است، اتفاق بیفتد.

جناب مهندس جلالی، با توجه به وضع موجود چه تمهیداتی برای تحول گرا بودن سازمان اندیشیده اید؟

باید خودمان را بسنجیم که می توانیم از این مسئولیت سنگین که برعهده گرفتیم بربیاییم یا نه! سرمایه انسانی برای تحول گرا بودن بسیار ضروری است. این دانش و فناوری است که به سازمان ارتقا می بخشد و این دانش حاصل انسان است ویکی از ابزارهای قوی برای رسیدن به جایگاه مناسب توجه به نیروی انسانی است. در این راستا به این نتیجه رسیدیم که شورای عالی سازمان را باید تقویت  کنیم تا نیازهای علمی و فنی سازمان را به کمک مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی بیاورد و برای رسیدن به جایگاه تحول گرایی نیازمند سازمان های بین المللی و صاحب نظران خارج از سازمان هستیم.

هفته منابع طبیعی در پیش است، پوستر هفته چاپ و رونمایی شده است به نظر می رسد شعار خوبی بریا امسال انتخاب شده است« منابع طبیعی با مردم برای مردم» این طور نیست؟

دوران شعار دادن به سر آمده است. باید تلاش کنیم در سطح گسترده مدل تعریف کنیم. شعار بامردم برای مردم یعنی چه؟ اگر در حد شعار باقی بماند به اهدافمان در منابع طبیعی نمی رسیم. مردم به ما خواهند گفت سهم ما را بدهید ما برویم. باید مدل مشخص کنیم که چه هدفی از سر دادن این شعار داریم و باید ضابطه تعریف کنیم که منابع طبیعی برای پایدار شدن و پایدار ماندن نیازمند حفاظت و صیانت است. اگر ضوابطی ایجاد شود مثلاً عرصه ها برای گیاهان دارویی زیر کشت برود و منافع و سهم  مردم در این طرح مشخص و معلوم باشد خود مردم  اجازه نخواهند داد دام بی رویه در مراتع چرا کند. از روابط عمومی انتظار می رود این شعار را پایش نماید که در حوزه های مختلف مرتع، جنگل، بیابان و آبخیزداری چقدر توانسته است نقش مردم در تحقق این شعار مصداق پیدا کند.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *